منو تو تنها و بدون مامان
دیروز ٩ تیر برای اولین بار منو تو تنها و بدون مامان عین دو تا مرد رفتیم بیرون![]()
اول که رفتیم پارک رو یه نیمکت نشستیم بستنی خوردی جالب اینجاست که از دست من نمیخوردی
تا دادم دست خودت همشو خوردی
بعدش یکم قدم زدیم و تو یه عالمه دوست بزرگ پیدا کردی که وقتی می دیدنت باهات بابای میکردن
و میومدن باهات دست می دادن
یعدش رفتیم تو زمین بازی اونجا ٢ تا پسرتقریبا ٦ ساله داشتن فوتبال بازی میکردن
توام رفتی بازی کنی و دنبال توپ میکردی که من نذاشتم آخه
کوچولو واست هنو زوده...
بعدش رفتیم مسجد عجیب بود که تو خیلی آروم بودی اونجا یه دختر ٧ ساله یه گردنبند گردنش بود
داشت رد میشد که تو رفتی دنبالش و گردنبندشو کشیدی که از قضا پاره شد و مهره هاش ریخت رو زمین اون دخترم زد زیر گریه رفت که به مامانش بگه
منم کارتو به اصطلاح ماست مالی کردم رفت
و کلی از مادرش عذر خواهی کردم
حالا بماند که چقد میخواستی بچه ها رو بزنی و دست تو چششون کنی قربونه انگشت مریضت![]()
بیرون رفتنمون تقریبا ٢ ساعت طول کشید برای اولین بار خیلی هم خوبه چون تو هنوز ١ سالت بیشتر نیست
دیشب رفتی در یخچالو باز کردی از تو یخچال تخم مرغ برداشتی و از دست مامان و دایی فرار میکردی
تازه دیروز کلی مامانتو دعوا کردم
واسه اینکه تورو ناراحت کردو گریه کردی
خاله


منو تو تنها و بدون مامان
