شیطونی های امیرعلی ناقلا
دیروز عصری با خاله اکرم ومامانی رفتیم گردش وگشت وگذار .... رفتیم با مترو احمد آباد .... یه مرکز خرید دیدیم ... خاله اکرم گفت بریم ببینیم چی داره ؟ رفتیم داخلش ، هر طبقه ش مخصوص افراد خاصی بود ... طبقه سوم مخصوص بچگانه بود و طبقه دوم مخصوص بانوان بودش.... خاله اکرم یه شلوار لی پسند کرد ... نامردا جلوی قیمتها نه ریال نوشته بودن ونه تومن ..... شلوار خیلی ساده خاله اکرم 280 هزار تومن بود ولی خاله اکرم 28 تومن خونده بودش.... هههههههههههه..... واسه منم خیلی لباس مامانی پسند کرد ... همه قیمتها رو هم به ریال خونده بود....باروم نمیشد سه تا زیر پوش 120 هزار تومن..... موقع تسویه حساب ..... حسابمون شده بود یک میلیون وپانصد هزار تومن........خاله اکرم ومامانی خیلی شوکه شدن....
خیلی خجالت زده لباس هایی انتخاب شده رو گذاشتن سرجاش .... اومدیم بیرون.... خاله اکرم خیلی ناراحت شده بود.... کلا شوکه شده بود.... ههههههههههههههه... خدا چقد من خندیدم بهشون.... تازه بابایی چقد خندید بهشون
امروزم وقتی بیدار شدم یه کوچولو واسه مامانی خودمو لوس کردممم وبوس آبدار دادم بهش بعدش اومدیم توی حال وعمو پورنگ نگاه کردم ... یه املت مشتی مامانی واسم درست کرد وجاتون خالی خوردم....بعد رفتیم یه حموم حسابی کردم ویه عالمه آب بازی کردممممممم... تازه حمومو قشنگ با دوش آب گرفتم وآخرسرم موهای مامانی رو واسش شستممممممم.... ههههه.... مامانی فک کردم من خسته ام ومیخوابم ولی اینطوری نیست .... من هنوز میخوام بازی کنم .... شیطونی کنم .


شیطونی های امیرعلی ناقلا
