امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

امیرعلی عشق قشنگ مامان وبابا

امیرعلی وگردش تو آزادشهر

1392/7/1 16:00
نویسنده : مامان امیرعلی
301 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز عصری باهم وخاله اکرم رفتیم یه سر آزادشهر یه قدمی بزنیم . مغازه ها رو دید بزنیم ، رفته بودیم تو لباس فروشی ، ما که لباسا رو دست می زدیم ببینیم جنسش چیه! وروجک مامان هم دست میزد ، می خواست ببینه جنسش دلچسب هستش یا نه!!!!!!!!

                                  bottle-elttob

حسابی تو پیاده رو برا خودت میدودی ، تازه نزدیک بود با یه آقایی تصادف کنی ، توی اتوبوس بودیم حسابی شلوغ میکردی، اول شیرعسل رو خوردی عزیزم بعدش شروع کردی با کنار دستی من صحبت کردن .....همش بهش میگفتی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعدشم سلام میکردی، آخر سر حس محبتت گل کرد براش بوس فرستادی وروجک، خلاصه خیلی بهت خوش گذشت شیطون بلای من 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان آناهیتا
1 مهر 92 23:23
سلام عزیزم خیلی خوشحال شدم از اشنایی باهاتون .

خیلی از طرز نوشتنت تون خوشم میاد اینکه به زبون گل پسرت می نویسی بامزه است .
هزار ماشاءا... خیلی نازو شیرین زبونه هدا نگهش داره براتون .

با اجازتون لینکتون کردم .


سلام عزیزم منم خیلی خوشحال شدم که به وبلاگ شما اومدم . نظر لطفتونه طرز نوشتنم. فدای شما برم من . لطف کردین. منم با افتخار لینکتون میکنم
مامان ثمین
2 مهر 92 2:23
عزیزم همیشه به گردش
شیطون بلا چه چیا میگفتی به اون خانومه
که واسش بوس فرستادی؟


از بس اذیتش کرد که خانومه گفت حاضرم بقیه راه رو پیاده برم بخدا چقده این پسر شما شیطونه.هههههههههه