امیرعلی وگردش تو آزادشهر
دیروز عصری باهم وخاله اکرم رفتیم یه سر آزادشهر یه قدمی بزنیم . مغازه ها رو دید بزنیم ، رفته بودیم تو لباس فروشی ، ما که لباسا رو دست می زدیم ببینیم جنسش چیه! وروجک مامان هم دست میزد ، می خواست ببینه جنسش دلچسب هستش یا نه!!!!!!!!
![]()
حسابی تو پیاده رو برا خودت میدودی ، تازه نزدیک بود با یه آقایی تصادف کنی
، توی اتوبوس بودیم حسابی شلوغ میکردی، اول شیرعسل رو خوردی عزیزم بعدش شروع کردی با کنار دستی من صحبت کردن .....همش بهش میگفتی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعدشم سلام میکردی، آخر سر حس محبتت گل کرد براش بوس فرستادی وروجک، خلاصه خیلی بهت خوش گذشت شیطون بلای من 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امیرعلی وگردش تو آزادشهر
