نمایشگاه کتاب مشهد
دیروز رفتیم نمایشگاه کتاب جای همتون خالی ، تا جایی که در توانم بود شیطونی کردم ونذاشتم مامانی کتابارو ببینه ، اینقده تو راهرو و غرقه هاش دویدم که نگووووووووووووووووو ، طفلکی مامانی همش دنبالم می دوید.... خلاصه رسیدیم غرقه شازده کوچولو ، نوبت به منه که خرید کنم .... یه کتاب داستان خریدم وآجرهای بازی که توی سطله خریدم و سه تا کتاب داستان دیگه هم جداگانه خریدم .... تازه برچسبم خریدم .... خیلی خوش گذشت .... خاله جونم چندتا کتاب درسی خرید ... وای با اتوبوس رفتیم ، طفلکی مامانی رو خیلی اذیت کردم ، آخه اتوبوس رو به بازی گرفته بودمممممممممممممم (کاربدیه هااااااااااااااا) راستی یه چیز بگم این خاله اکرم مارو دیوونه کرده یه...
نویسنده :
مامان امیرعلی
19:35



